۱۳۹۶ آذر ۱۴, سه‌شنبه

یک قرن عزّت نفس

آنامخمد(نیکلای) یمودسکی پسر "یاغشی مأمد

خانواده ای که با فراز و نشیب های خود از عمق کوران حوادث تاریخ، همچون فریادی از گذشته رو به ترقیّات احیاء می شود!
سرنوشت خانواده قیات خان یومودسکی تا پایان قرن بیستم (تاریخ معاصر)
تورنتو - خوجه نفس نیوز - د. خ. اونق: ...  از دو فرزند قیاتخان که یکی یاغشی مأمد و دیگری قادیرمأمد می باشد، قادیر مأمد را آزاد می کنند ولی یاغشی مأمد همراه با پدرش قیاتخان با توطئه محمدشاه قاجار که جهت دستگیری و به زندان افکندن آن ها به روس ها رشوه داده شده بود، مدت ها در زندان باقی می مانند و در همانجا نیز از دنیا می روند. بعد از به زندان افکنده شده آن ها 3 نوه قیاتخان دو کودک یاغشی مأمد و یک کودک قادیرمأمد از جانب روس ها به اسارت گرفته می شوند.
سه کودک ضامن (گرو) گرفته شده قیاتخان که در بین آن ها تنها یکی زنده می ماند و آن هم همین سرهنگ نیکلای آنامخمد یمودسکی یاغشی مأمد اوغلی است. وی در دستگاه عریض و طویل امپراتوری روسیّه تزاری تربیّت می شود و تا درجه سرهنگی ارتقاء رتبه می یابد. وی آشنا به تمام رمز و رموزهای دستگاه کشورداری امپراتوری روسیّه بود.
نام: نیکلای یمودسکی، نیکلای خان یمودسکی، و یا (نیکلای آنامخمد یمودسکی)،
- وطن: چلکن – (قرون XIX-XX
- بستر خانوادگی: از یک خانواده اشرافی ترکمن.
- پدر بزرگ: قیات خان، رهبر تورکمن های یوموت، ... یکی از طوایف اصلی ترکمن است.
.... وی در انقلاب اکتبر سال 1917 روسیّه همبستگی و حمایت خود را از دولت جدید شوروی اعلام می دارد. در سال 1918 او به عنوان رئیس دادگاه نظامی انقلاب در کراسنوودسک /شاقدم/ حضور می یابد. پس از کودتای گارد سفید در استان ماوراء خزر، او در روستاهای یموت مخفی و مبارزه قاطع خود را علیه گارد سفید امپراتوری تزاری آغاز نمود. از این رو، اوّلین فعالیّت وی علیه تزاریسم، تمام جوانان یموت را از خدمت زیر پرچم دولت و گارد سفید ماوراء خزر برحذر می داشت.
روایت اوّل: نیکلای یمودسکی در تابستان سال 1919 - به خاطر ترس از دستگیری با خانواده اش به سرزمین پدربزرگ خود تورکمنصحرا (ایران) مهاجرت نمود، جایی که از جانب "گارد سفید" دستگیری وی صادر گردید. او به دام گارد سفید افتاد و آن ها ویرا به استان "راستوف - کیسلاوُدسک - تاگانروک /Кисловодск-Ростов-Таганрог/" انتقال دادند. نیکلای در یک فرصت مناسب بوجود آمده در فضای زندان به صورت نامعلومی از آنجا فرار می کند و به کراسنوودسک باز می گردد.
در ژانویه 1920، همراه با یک گروه کوچک از مردم وفادار به خود از طریق یک کشتی تانکر نفتی به سوی جزیره آشور - آدا (ایران) شتافت. وی در آن جا به ستاد تفنگداران تکه پیوست. اقدامات مؤثّر وی در هنگام تخلیه منطقه ماوراء خزر از جانب روس ها، گارد سفید را از بسیاری جهات فلج و ضربه مؤثری بر آن ها وارد کرده بود.
وی در ایامی که از سوی افراد گارد سفید تحت تعقیب قرار گرفته بود، در روستاهای تورکمنستان جنوبی /تورکمنصحرا/ که هنوز نام "استان ماوراء خزر /Закаспийской Область/ بر خود داشت، به صورت مخفی زندگی می کرد. نام دیگر نیکلای آنا مخمد یمودسکی در بین تورکمنان جنوبی "لألی خان یمودسکی" نیز بود. وی از سال 1920 - در زمینه آموزش عمومی در منطقه ماوراء خزر (تورکمنستان) مشغول به فعالیّت می گردد. وی تا سال 1924 در آنجا (کومیش دپه و خوجه نفس "تورکمنصحرا") به تعلیم سربازان تورکمن علیه حکومت غاصب رضاخانی که در تدارک حمله به حکومت تازه پا گرفته تورکمنصحرا به رهبری "عثمان آخون" داشت، از جانب اوّلین رئیس جمهور تورکمنستان غایغی سئز آتابایف اعزام و همّت گماشت....
A_Кадет_Николай_Йомудский_Конец_1870х_гг._XIX_в_04

و امّا در دوره بعداز انقلاب اکتبر از جمله اقداماتی که بر اساس فعالیّت های خان یمودسکی (ن.ن. یمودسکی) صورت پذیرفت، زیرساخت های مرکز آموزش و پرورش تورکمنستان از همان ابتدای روزهای بقدرت رسیدن شوروی، در جمهوری ترکمنستان، نطفه بست. در آن زمان (1916/م.) آنامخمد (نیکلای) یمودسکی فرزند یاغشی مأمد شاعر و مبارز تورکمن، و نوه به اسارت گرفته شده "قیات خان یمودسکی" که به عنوان سرهنگ چندین هنگ امپراتوری تزار در ترکستان حضور داشت که نیروهای آن عمدتان ترکمنستانی بودند. او نیز در سال 1917/م. به انقلاب اکتبر کشیده می شود. وی به عنوان نزدیکترین افراد لنین و استالین در رأس دولت جدید جمهوری تورکمنستان جوان قرار گرفت. ...
وی در جهت برآورد کردن نیازهای اساسی ترکمنستان به عنوان یک کشور مستقل شوروی در راستای بازسازی ساختمان کشور، اولین زیربنای آموزشی جمهوری نوین تورکمنستان را آغاز نمودند. ...
از جمله اقدامات وی ایجاد مرکز آموزش نظامی جهت تربیّت جوانان تورکمنصحرا در سال 1922-1924/م.، در ارتباط با جنبش آزادیبخش تورکمنصحرا و بنیانگذاری آموزش و پرورش جمهوری تورکمنستان نوین است. ...

با دریافت اعتبار به صورت ابزار- آلات ضروری، از قبیل ماشین آلات کشاورزی، بذر، تجهیزات و پرسنل واجد شرایط از روس ها، اوکراینی ها، بلاروس ها نمود. با این حال، به زودی معلوم شد که ترکمنستان به شدت نیاز به متخصصین ویژه خود دارد که قادر به ارتقاء جمهوری نوبنیاد ترکمنستان در کلیّه سطوح باشند.
ترکمنستان در آن دوره سال های بسیار دشواری را سپری می نمود. سرقت ها، آرستنیک ها، ترمچیک ها و تخریب های باسمچی ها، اقتصاد را که قبلا نابود شده بود، به یک کشور حتی بدتر از قبل تبدیل نموده بود. قحطی همه جا را فرا گرفته بود.
- مردی شگفت انگیز از گرداب حوادث تاریخ بیرون می جهد: - وی "قاراش تورکمن" نام داشت. ولی بالاجبار نام روسی "نیکولای نیکولایویچ یومودسکی" را دریافت نموده بود.[1] پدرش آنامخمد یمودسکی پسر "یاغشی مأمد" شاعر و مبارز تورکمن در سده نوزدهم و بیستم است. پدربزرگ وی "قیات خان" رهبر طوایف یموت بود. بچه ها و نوه های قیاتخان در قیاده سلطنتی امپراتوری روسیّه در اسارت قرار گرفته بودند. این واقعه بزرگ تاریخ تورکمن از جانب آکادمیک تورکمنستان پروف. مراد آنانفس اف طیّ کتابچه ای جداگانه با عنوان "بندی لیکده یازئلان قوشغولار"، که مربوط به اشعار یاغشی مأمد در زندان های تزاری است، پرداخته بود و ما نیز آن را ضمن ترجمه بخش های روسی، بخش تورکمنی کریللیک آن را به حروف الفبائی "تورکمنچه ایرانی" برگرداندیم و اقدام به انتشار الکترونیکی بصورت پی دی اف نمودیم. و تا اینجا رسیده بودیم. و اما، اینک می پردازیم به سرنوشت بازماندگان "قیات خان یمودسکی" که در فراز و نشیب های تاریخ همچون فریادی از گذشته، چه تأثیری در شکل گیری تورکمنستان نوین داشته است. ...
خانواده یمودسکی
بعد از بزرگ شدن بچه ها و نوه های قیات خان پسر یاغشی مأمد، آنامخمد یمودسکی در دستگاه عریض و طویل امپراتوری روسیّه تزاری به منسب نظامی می رسد. وی تا درجه سرهنگی رتبه می گیرد. و رهبر یکی از قشون های بزرگ امپراتوری می گردد. ...
در اکتبر سال 1917/م.، ن.ن. یومودسکی، به سمت انقلاب رفت.[2] هدف عمیق ن.ن. یمودسکی در حیات انقلابی خود، همیشه ارتقاء سطح آموزش و پرورش خلق ها بود و در این امر نقش روشنگری خود را تأثیرپذیر می دانست. او متقد بود که مردم باسواد و با فرهنگ خیلی زود به یک جمهوری جوان نیاز خواهند داشت. وی در نظر داشت که یک موسسه آموزشی برای کودکان ترکمنستان ایجاد نماید، اما وضعیت سیاسی در جمهوری نوبنیاد ترکمنستان بسیار پیچیده تر از آن بود.
سپس وی به این ایده روی آورد: - "گروهی از کودکان ترکمنستان را به خارج از کشور اعزام و برای آموزش آن ها همّت گماشت."
در اوایل تابستان سال 1924/م. نیکولای نیکولایویچ بعداز سپردن آموزشگاه نظامی تورکمنصحرا به افسران تورک، به عشق آباد بر  گشت و همان سال، به مسکو رفت و با این پیشنهاد به نزد ژوزف استالین وارد شد. اما استالین این مسئله را ساده تر حل کرد: "- چرا خارج از کشور؟ و ما یک مکان در حومه مسکو پیدا خواهیم کرد!"
- در جنگل نقره ای!- "سرئبریا بارو / Серебряном бору/"، - منزل آقای کارزینکین /Карзинкин/، - جنگلبانی سابق. ... ((یا شاید یمودسکی می دانست منظور از کارزانکین را، کلیسائی در آنجاست که باید مصادره شود! ... 
چه کسی جرأت مخالفت با دستور استالین را داشت؟ ... اما دستور، دستور استالین است! و نیکلای یمودسکی این اقدامات را باید انجام می داد.))
این اسناد در رده اوّل "اسناد آرشیوی" دولتی قرار دارند:
خانه آموزش و پرورش خلق ترکمنستان Туркменский дом просвещения

دستورالعمل اوّل: 1№. 
طبق فرمان П.Т.Ка، به دستور کمیساریای خلق ها، آموزش و پرورش جمهوری جوان ترکمنستان از 1 اوت 1924/م.  آغاز به کار کرد. ... "من به عنوان رئیس مجلس خلق تورکمنیستان منصوب شدم."
"ن.ن. یومودسکی"

اما خیلی زود متوجّه شدند که آموزش بچه ها در مسکو کار ساده ای نیست. ولیکن، قبل از هر چیز همه بچه ها را از دوران کودکی، در تورکمنستان واکسینه کردند: 
"من یک روسی را دیدم!" در آن روزها مدارس در شرف باز شدن بود، به ویژه تلاش در جهت زدودن خرافات مذهبی از ذهن کودکان تورکمن آغاز شده بود. امر جمع آوری کودکانی که از خانواده هایشان دور افتاده اند و یا والدین خود را گم کرده بودند، به عنوان فعالیّت های اضافی در نظر گرفته شد. مدیر کل در هفتم اوت سال 1924، به مسکو رفت.

"خانه آموزش و پرورش خلق ترکمنستان".

دستورالعمل دوّم: 2№. 
از 14 اوت 1924. ...

در این روز من به املاک قبلی "کارزینکین /Karzinkins /" رفتم و وارد مدیریت مرکز آموزشی ترکمنستان شدم." هشت نفر از بین بچه ها در سنین مختلف، برای اولین بار به عضویّت حزب درآمدند. 
- از پسران 10 ساله تا پسران 18 ساله، که همه آنها در یک چیز مشترک بودند: تقریبا همه آنها از شهر "چلکن /Cheleken/" ترکمنستان بودند. جایی که اصل و نسب و املاک ن.ن. یمودسکی در آنجا قرار داشت.
نیکولای نیکولایویچ همه چیز را می دانست و با دشواری بزرگ، اما هنوز هم قادر به قبولاندن هموطنان خود برای فرستادن فرزندانشان برای تحصیل در مسکو نبود. اکثر آنها فرزندان خانواده های بزرگ و یا یتیمان بودند. در مجموع حدود 200 نفر جمع شدند. مدرسه ای تأسیس شد که در آن دو گروه در چهار کلاس جابجا گردید.
گروه اول (جوان و نوجوانان) به تعداد 35 نفر بودند و گروه دوّم (جوانان ارشد) به تعداد 15- 20 دانش آموز در آن وجود داشت. کودکان منتخب در کاخ سابق دو طبقه بزرگ با 47 اتاق و با ضمیمه های دست و پا گیر قرار گرفتند.
در طبقه همکف، کلاس های درس، مدیریت، آشپزخانه و اتاق غذاخوری.
در طبقه دوم، اتاق خواب دانشجویی، یک کتابخانه، یک اتاق برای مطالعه و یک دفتر نیز برای دکتر بهداشت قرار داشت.
ن.ن. یومودسکی به یاد می آورد که؛ قبل از هر چیز، این مرکز در قلمرو سه کلیسای ارتدکس (!) قرار گرفت، ... حل و فصل شد، در هنگام مصادره آنجا، این امر، از جانب روستائیان به عنوان عملیات بی رحمانه تلقی می شد و در بین روستائیان ایجاد نارضایتی نیز کرده بود.
در حوضچه خیابان تریتسکو - لیکو گروهی از بچه ها جنگ و دعوا راه انداخته بودند. در این مرکز 250 نفر دانش آموز در سنین مختلف حضور داشتند که در این جنجال دهقانان اساساً گروه خیلی بزرگتری را تشکیل داده بودند. آن ها در تمام کلیساها حتّی در کلیسای استروگین /Strogin/، زنگ خطر به صدا در آوردند و تمام دانش آموزان را با مشت و لگدهای خود برداشتند و از از کلیساها بیرون انداختند. ...
از مسکو "جی پی او /ГПУ/"، یک گروه سواره نظام را فرستاد تا در آنجا نظم و ترتیب ایجاد نماید. در آن زمان، یومودسکی در آنجا نبود، اما زمانی که او بازگشت، موفق به بازگرداندن آرامش در آنجا گردید و سپس به تدریج همه چیز بهتر، آشنا و روشنتر شد. "در خانه ما مدت ها بحث بر سر این بود و در نهایت ما متقاعد شدیم.
پس از آن یکی از زیبا ترین مکان در حومه مسکو تحت نام "دم پراسوشئنیه تورکمنستان" یا به زبان بورژوازی آنزمان روس "یتیم خانه ترکمنستان" خودنمائی کرد و این عمارت مربوط به تاجر کارزینکین /Korzinkin/ در جنگل نقره ای حومه مسکو جدا گردید. ...

یازلی مامدوف می گوید: " - کسی که به خدا اعتقاد ندارد، دشمن است، به خصوص روس ها. آیا خود ترکمن ها در در بین خودشان مسالمت آمیز زندگی می کردند؟
بلافاصله پس از ورود ما جنگ میان بچه های نواحی تکه (آخال-ماری) و خوارزمی ها (یموت های خوارزم /کؤنه اورگنچ/) در گرفت. این مخاصمات از جانب مدیریّت سریعاً خاموش گردید و دو روز بعد، در غیبت او، بچه هایی که از منطقه ماری (مرو) آمده بودند، با بچه های عشق آبادی مخالف بودند و 12 نفر از داش آموزان کوچک ترکمن که از مرو آمده بودند، ترسیدند و فرار کردند. اما آنها دوباره از همان جاده به دمپرس برگشتند.
ولیکن این حادثه آخرین برخورد آن ها بود. اختلافات قبیله ای!! این روش از زندگی ما در این کمون کوچک نیز پایانی نداشت. این اخلاق جانسختی می کرد. با این همه، کسانی که اکنون به ما اهمیت می دهند عمدتاً روس ها بودند و رئیس کل - ن.ن. یومودسکی.
"- گرچه ترکمن ها نیز خیلی شبیه مسلمانان هم نیستند!".
"ترکمن ها به سرعت دوستان خود را در روستاها داشتند. آن ها با هم برای جمع آوری قارچ و انواع توت و میوه جات به جنگل می رفتند، در آن جا با هم تحقیق و مطالعه می کردند، کتاب ها را می خواندند، والیبال بازی می کردند، برنامه گشت و گذار در شهرک ها داشتند. همچنین بعضی جاها همچون املاک و میدان وسیع کلوب کروکت[3]، که برای هدف های مورد نظر خاص حفاظت شده است، استفاده می کردند.

ن.ن. یومودسکی به خاطر می آورد: 
"کلیسای خانه در ساختمان اصلی بود. سقف ها با تصاویر زیبائی به صورت شگفت انگیزی رنگ آمیزی شده بودند. این سالن بزرگ که به عنوان یک باشگاه در نظر گرفته شده بود، مداوم مورد استفاده قرار می گرفت، در آن سخنرانی ها و جلسات برگزار می شد و برنامه ای هم برای تماشای فیلم ها در آن برگزار می شد". کل فرایند آموزش در "دمپرس[4] بر اساس اصول تربیتی و آموزشی "آ. س. ماکارنکو[5] بود، و به تدریج یک تیم دوستانه تشکیل شده بود که در آن قانون اصلی احترام دوستانه به همدیگر بود. افراد این مرکز، حتی یک کودک نه به عنوان اقوام و قبیله، بلکه با توجه به کار و کوشش، نحوه پیشرفت درسی و مطالعاتی، بر اساس دانش وی و کارآئی و توانائی انجام امور ارزشیابی می شد و موارد زیادی در این امر درنظر گرفته می شد.
بسیاری از اهالی در باغ هایی مثل درختان سیب که در حیاط خویش ایجاد کرده بودند، کار می کردند، وسائل خودشان را با اسب های شخصی خود حمل می کردند. امکانات شستشو در حمام را دنبال می کردند، در آشپزخانه به سرآشپزها کمک می کردند. "یک چاه در قلمرو دمپرس حفر شد، ما آب خوب و تصفیه شده از آهک های دونانی[6] می نوشیدیم.
- پسر رئیبس کارآفرین "قاراش نیکلایویچ یمودسکی[7] به یاد می آورد:
بچه هایی از خانواده های مرفه و در سطوح گوناگونی از رفاه بودند. بعضی از مردم گاهی اوقات برای هزینه های جیبی پول می فرستند، اما در این میان یتیمان نیز وجود داشتند که هیچ وقت منتظر کمک از دیگران نبودند.
پس از آن، بر اساس توصیه مدیر مدرسه، آیت نیازوف[8] (آکادمیک و شیمیدان آینده) یک تیم کار از کودکان یتیم سازماندهی گردید.
آرتیل[9] جهت انجام وظایف مختلف برای تمیز کردن خاک، برداشت هیزم، کار در باغ و غیره، این همه برای هزینه مناسب انجام می گرفت. "حمایت مادی از دانش آموزان به خوبی تامین می شد. در زمستان برای ما لباس های گرم پوشاندند: - کت گرم، لباس، چکمه، کلاه خز و غیره.
– آیت نیازوف آیت نیازویچ به خاطر می آورد:
"آنها ما را بسیار خوب تغذیه می کردند، به خصوص به عنوان تولیدات خودی از سبزیجات و میوه جات ." در این مدرسه کلوب هنری نیز وجود داشت؛ که در آن موسیقی، کورمال /موسیقی کر/ کار می شد. در آنجا بالالایکا[10]، ماندولین، گیتار آموزش و اجرا می کردند. آنها یاد می گرفتند و آهنگ های انقلابی می خواندند، اشعار شاعران روسی مربوط به شوروی هنرمندانه خوانده و اجرا می شد، همه نوع قیام و پیاده روی را مرتب تمرین می کردند. همراه با روستاییان در باشگاه فیلم تماشا می کردند و اجرای رقص و آواز ترتیب می دادند. برخی از اوقات با هم برای جمع آوری میوه های زیر خاکی همچون قارچ، انواع توت و سیب زمینی وحشی به جنگل می رفتیم. در آنجا با هم کتاب ها را می خواندیم و مطالعه می کردیم و گاهی اوقات به کمک روستاییان در زندگی دشوار آنها کمک می کردیم.
آن ها تا روزهای آخر زندگی خودشان، به یاد تحصیلات و معلمین سابقشان در مرکز تحصیلات عملی "دمپرس" بودند. یاد آن مرد بزرگ ن.ن. یمودسکی را با حرارتی صمیمی، همیشه به خاطر می آورند. بویژه دخت مهربان ویY
- دسته گل طایچایوا که همه به نام ساده "لیزا"[11] می شناختند.
- گ.م. فیلدمان[12] معلم ادبیّات روسی بود.
 - و. آ. امیلیانووا[13] معلم تاریخ و بسیاری دیگر ...
بخاطر می آید. 
معلمان کودکان را برای آینده دشوار زندگی، کار خلاقانه و عدم نگرش بی تفاوت نسبت به وظیفه ای که به آنها سپرده شده، آماده می کردند. ...
در آن روزها مشکل به طور غیر منتظره رخ داد. در 12 فوریه سال 1929، در شب هنگامی که بعد از صرف شام همه پراکنده در گوشه ای منزوی و راحت بودند، بوی دودی ...
... شعله های آتش همه جا را فرا گرفته بود و بیشتر اتاق های این ساختمان بزرگ را در خود فرو برده بود. تمام ساکنان خانه، روستاییان، فرار کردند. ابزار - آلات مربوط به آتش نشانی در دسترس موجود نبودند، آنها نمی توانستند علیه عناصر مضر آتش کاری از پیش ببرند و آتش نشانی مسکو نیز منتظر این حادثه نبوده است. 
بلافاصله بعد از آتش سوزی، دانش آموزان کلاس های جوانان رو به سوی خانه هایشان به عشق آباد روانه شدند. از میان این دانش آموزان سه گروه ارشد تا ژوئن آن سال باقی ماندند. کودکان را به ساختمان دوم اموال کارشناسی ارشد جنگلبانی /حوادث غیرمترفّبه/ هدایت نمودند و سپس آنها را به پایتخت کشورشان؛ عشق آباد و تاشکند اعزام کردند. و سپس در 9 ژوئیه 1929، کمیساریای خلق آموزش و پرورش شورای جمهوری ترکمنستان، یک قطعنامه جدید صادر نمود.
"در لغو تصمیم قبلی هیئت کمیساریای خلق آموزش و پرورش، "دمپرس حومه مسکو"[14] سازماندهی مجدد می شود. در حال حاضر آنجا به یک مجموعه روزنامه نگاری ترکمنستان "راباک [15]" تبدیل شد. در سال تحصیلی 1930-1930 برای اولین بار گروهی ۶۰ نفره با نام "راباک در آنجا مستقر گردید. پس از هفت سال از شروع فعالیّت "دمپرس" در 1929-1930، برای انتقال آن به عشق آباد به عنوان "آموزشگاه تجربی" تصمیماتی گرفته شد. گروه هفتم از امکانات دمپرس به عنوان "س.گ.او. و کالج فنی"[16] آزاد می شود". بخشی در مسکو به عنوان "اتحادیه کارگران تورکمنستان" باقی ماند..

باز ماندگان خانواده قیاتخان
باز ماندگان خانواده قیاتخان
  پس از تعطیل کردن "دُمپرس تورکمنستان" حوالی روستا کمی آرامتر شد، اما کارورزان ترکمن و دوستی ها باقی ماندند.
- زمان گذشت! اشخاصی که در مرکز آموزشی "دمپرس" در مدرسه بالغ شده بودند، تحصیلات خود را در سایر دانشگاه های کشور ادامه دادند.
از این تعداد، متخصصان و کارورزان زبده ای معروف گشتند، از جمله: 
 - "یازلی مأمدوف"، متخصص اپیدمیولوژیست، به عنوان یک متخصص اپیدمیولوژی معروف گردید.
- "آنقار طایلیویچ طایلیف"[17]، سال ها در ترکمنستان زیربنای جاده های کشور را پی ریزی نمود و وزارت حمل و نقل جاده ای را رهبری نموده است. 
- "ساری قارانوف"[18] یکی از اولین چشم پزشکان معروف ترکمن گردید. وی پس از گذراندن یک دوره دکترای معمولی در آکادمی پزشکی، هزاران هموطن خود را از امراض "تراخم و گلوکوم /трахомы и глаукомы/" نجات داد. 
- "قاراش نیکلاویچ یومودسکی" پسر رئیس دمپرس نیز اولین متخصص زمین شناس ترکمن است که نقش برجسته ای در پژوهش های هیدرو-ژئولوژیکی، مهندسی زمین شناسی و مدیریت آب داشته است. وی مبتکر کانال طویل قاراقوم است. (وصل دریای جیحون از جانب خوارزم که در دوره چنگیزخان بند شده بود، به جانب مانگغئشلاق یکی از آرزوهای دیرین خلق تورکمن بود که در قرن XVIII/م، از سوی اولّین دیپلومات و تاجر بزرگ تورکمن "خوجه نفس بای" تلاش شده بود. این آرزو در این کانال کشی برآورده می شود. کانال قاراقوم یکی از بزرگترین و طویلترین کانال های دنیا محسوب می شود.) 
- "چاریف گلدی اورازویچ" اولین فیلسوف آکادمیک در ترکمنستان، از مرکز آموزشی دمپرس سابق.[19] و 
- "دانشور مظفّر مجیداویچ"[20] – یکی از هنرمندان معروف ترکمنستان گردید. وی با دریافت مدال افتخار از "ت.س.س.ار"، تبدیل به یک هنرمند ملی شد. (اینجانب نویسنده این سطور با پسر دانشور مظفّر مجیداف در آکادمی علوم تورکمنستان (سال های 1989-2005/م.م.) در یک مکان همکار بودیم. به این معنا که؛ بنده در انستیتوی پژوهشی تاریخ بودم وی در انستیتو پژوهشی فلسفه، که در یک مکان واقع شده بود. وی نیز دکترای فلسفه داشت.) 
- در رشته شیمی"نیازوف آیت نیازویچ"[21] جهت اشتغال به کار در مرکز آموزشی دمپرس، برگردانده شد. آکادمیک نیازوف تلاش زیادی برای آموزش پرسنل علمی در آنجا انجام داده است. سالها گذشت!
... سالها گذشت!
در حال حاضر وارد دومین هزاره تاریخ جهان شدیم. از آن وقت تا حالا بیش از 75 سال گذشته است.
از زمانی که اولین کودکان ترکمنستانی در یک مرکز آموزشی روستای باستانی روسیه پذیرفته (1926) و در آنجا رشد و تحصیل کرده اند، می گذرد. از آن تعداد بیش از 200 نفر، تنها یک نفر تا به آخر زنده باقی مانده است: 
آن هم نیازوف آیت نیازیوویچ، آکادمیک، دکترای علوم شیمی بود. گرچه وی در حال حاضر در قید حیات نیست، اما تا آخر عمر خود تابستان هر سال در تلاش ملاقات با دخترش به مسکو پرواز می کند و همیشه به مکان های "جوانان شگفت انگیز /удивительной юности/" خود در حومه مسکو مراجعه می نمود، هر بار داستان را با خاطرات جدید تطبیق می دهد. و من سراپا گوش بودم. که یک بار در حوادث آن دوران شگفت زده! شد و گفت:
" - این برای آینده بشریّت بسیار لازم بود، به طوری که مردم را تغییر دهید، بنابراین همه چیز را در قلمرو سه کلیسای ارتدوکس که در زندگی خصوصی خلق های مختلف تأثیر دارند، تغییر داد.  ...

بیوگرافی یمودسکی: نیکلای یمودسکی، نیکلای خان یمودسکی، /نیکایمودسکی/،
- وطن: (چلکن)
بستر خانوادگی: از یک خانواده اشرافی ترکمن.
پدر بزرگ: قیان خان، رهبر یوموت، ... یکی از طوایف اصلی ترکمن بود.

پدر: قاراش آنامخمد اوغلی: (نیکولای نیکولایویچ) یومودسکی - سرهنگ دوم، (با توجه به برخی منابع در سال ۱۹۱۷ او به عنوان سرهنگ از دولت موقت) از ارتش امپراتوری دریافت نموده است و سپس به سمت دولت شوروی منتقل شد. وی در سال 1918، رئیس دادگاه انقلاب در کراسنوودسک (شاقدم /قزل سو/) بود. با این حال، طبق شهادت خود نیکا یومودسکی، یک بار همراه با نیروهای ارتش سفید ترکستان، در آزادی آسیای مرکزی از بلشویکها شرکت داشت.
به عنوان مثال یمودسکی نوشته است: "ترکستان به وسیله شش گروه از نیروهای ترکمنستان تحت فرماندهی سرلشگر اراز سراد تکینسکی به سمت آمو دریا آزاد گردید.".

وی در جنگ جهانی اول - فرمانده اول اسکادران قشون سواره نظام اسب، و در مدرسه - فرمانده بخش سواره نظام ارتش ترکستان. پس از شهادت وی، نیروهای تحت رهبری نیکولای یمودسکی، در ترکیب نظام جدید به نام وی باقی ماندند.
***
روایت دوّم:مربوط به نیکلایوچ خدر، یکی از فرزندان یمودسکی نیکلای آنامخمد یاغشی مأمداوغلی؛
نام و فامیل: یمودسکی، نیکلای نیکلایویچ یمودسکی خدر قاراش اوغلی قیاتخان.[23] 
محل تولد: تیفلیس، امپراتوری روسیه
تاریخ و محل وفات": در سال 1969 در نیسه[22]، فرانسه
محل خدمت: متعلق به امپراطوری روسیه در فرانسه رایش سوم[24]، /ارتش سربازان پیاده نظام،
سالهای خدمت: ۱۹۱۹-۱۹۱۴ و ۱۹۴۱-۱۹۴۵، رتبه کاپیتان جنگ /جنگ جهانی اول، جنگ داخلی در روسیه و شرح مختصری از زندگی:
*****
نیکا یومودسکی در دوران جنگ جهانی دوم عضو «کمیته وحدت ملی ترکستان» و یکی از سازمان دهندگان لژیون ترکستان بود. ولیکن معلوم نیست که آیا یومودسکی در رابطه با ایجاد تشکیلات ترکمنستان در پاییز 1943 رابطه داشته است یا نه. نشریات امروزی از بردن نام یمودسکی خودداری می کنند ولیکن در آن اشاره شده است که: "اوراز سردار زنده ماند ولی در سال ۱۹۲۹/م.، در تبعید از دنیا رفت.

وی در سالهای اولیه از مدرسه نظامی فارغ التحصیل شد. او در هنگ گوسارسکی چرنیگووا[25] خدمت کرده است. دوره (1.2.1917). از سال 1917 در اولین هنگ قفقاز، ارتش کوبان کازاچیووا[26].
بعداز جنگ، نیکا از طریق استانبول /کنستانتیناپل/ به فرانسه سفر کرد. ولیکن، پدرش در اتحاد جماهیر شوروی باقی ماند. جایی که او در زمینه آموزش و پرورش مشغول به کار بود.
نیکا یمودسکی پس از تغییر برخی از حرفه ها (کارگر، افسر بلیط، وکیل)، به ارتش فرانسه پیوست و در آنجا تا درجه کاپیتانی ارتقاء شغل گردید. وی زندگی در پاریس، در خیابان زیبای سوسور[27] را ترجیح داد.
همکاری با نازی ها: در طول جنگ جهانی دوم، او عضو کمیته اتحاد ملی ترکستان (یک سازمان وابسته به "کمیته آزادی خلق های روسیه" (KONR)[28] و یکی از سازمان دهندگان لژیون ترکستان بود. در این رابطه سؤالی که مطرح می شود؛ - آیا نیکا یومودسکی در رابطه با ایجاد تشکیلات ترکمنستان در پاییز 1943 رابطه داشته است یا خیر؟ هنوز معلوم نیست. پس از جنگ او به فرانسه بازگشته است، جایی که تا پایان عمر خود در آنجا زندگی کرد. وی در سال ۱۹۶۷/م. درگذشت.
بر خلاف عبارات فوق در یک منبع دیگر چنین نوشته شده است:
" پسرش، نیکولای (نیکا)، خان-یمودسکی، در سال 1919 از ترکمنستان، همراه با گروهی از اعضاء "گارد سفید" به فرانسه مهاجرت کرد. او در آنجا زندگی می کرد و در ارتش فرانسه به عنوان کاپیتان مشغول شد.
در طول جنگ 1940-45. - بخشی از "کمیته وحدت ملی ترکستان" ، که در قلمرو آلمان هیتلری ایجاد شده بود، شرکت و در ایجاد به اصطلاح "لژیون ترکستان" و سایر واحدهای ملی ترکستان در ارتش هیتلری مشارکت داشته است. کمی قبل از شکست آلمان، او به فرانسه رفت، جایی که در سال 1945 دستگیر و به اتحاد جماهیر شوروی باز گردانده می شود. با توجه به اطلاعات موجود تایید شده، او محکوم به بالاترین مجازات سیاسی در سال 1947 اعدام می گردد."
======================================================
در مورد فرزندان خانواده قیان خان:
قاراش نیکولایویچ در ترکمنستان به عنوان یک ژئوفیزیک، مدیر موسسه، برنده جایزه دولتی لنین بود که برای طراحی کانال قاراقوم دریافت نموده است. یکی از پسران وی سردار قوم شناس اتنوگراف بود.
نام خانوادگی یمودسکی - مشتق شده از نام قبیله یوموت های تورکمنستان و تورکمنصحرا، که خیلی از خانواده های تورکمن ها را تحت پوشش دارد و خان یمودسکی از نمایندگان آن محسوب می شود. روکسانا قاراش[29] نیکلایویچ یمودسکی پسر نیکلایویچ یمودسکی است.
پدر: نیکولای نیکولایویچ، آنامخمد (در غسل تعمید نیکولای)، رئیس سازمان امنیّت، ژنرال اسکووبیل بود.
مادرش از خانواده ن. ن. قوچ بای، برادر ایوان (در زمان جنگ جهانی اول به شهادت رسید) و ...
- نظر یمودسکی (هنرمند "نقاش و پیانیست") در اروپای شرقی مشهور بود.
اولین هنرمند نقاش ترکمن مادر بزرگ من آناگل یمودسکایا[30]، دختر خود نیکولای نیکلایویچ و من (لاریسا یوزباشیوا "آماکووا") نوه بزرگ او هستم".  
لاریسا یوزباشیوا (آماکوا)

پسر یوموت سردار با پوتانینا آگوستا آندریونا[31] ازدواج کرد. او در سال 1954 بر اثر حمله قلبی درگذشت. همچنین یک دختر نیز داشتند اما متاسّفانه کمی بعد او نیز درگذشت. آن ها دیگر خانواده های بیشتری ندارند.
در حال حاضر خانواده قیات خان یمودسکی، در سرزمین پدری خو سرافرازانه همچنان به صورت امن همه با هم در جمهوری مستقلّ تورکمنیستان و فراتر از آن در تورکمنصحرا نیز زندگی می کنند.
"واطان تاریخی" تورکمنستان تاریخی 07.00.02  
توضیحات:
======================================================
[1] . این رسم چنانچه از دوره نفوذ اسلام نیز بهمین منوال بوده است.
[2] . به سمت انقلاب رفتن وی دلیل خاص خود را دارد. پدر وی یاغشی مأمد در زندان های روسیه همیشه آرزوی انقلاب را داشت بهمین جهت در یکی از بندهای شعرش "منقلب علمئندان بهره آلدئم من. /ترجمه: از علم انقلاب بهره مند شدم/" اشاره ای است به آینده که منجر به انقلاب اکتبر شده بود که طبعا فرزند وی نیز بسمت انقلاب کشیده می شود.
[3]. крокетная
[4]. Домпросе /Dompros/
[5]. А. С. Макаренко
[6]. девонских известняков
[7]. “Караш Николаевич Йомудский /Karash Nikolayevich Yomudsky/” свн Н.Н. Йомудский.
[8]. عیدنیازوف، بعدها در رشته شیمی تا عنوان "آکادمیک در علوم شیمی" پیشرفت نموده است و در وظیفه های کلیدی کشور قرار گرفت.
9]. Артель
[10]. balalaikas/балалайках/
[11]. Лизой
[12]. Г. М. Фельдман
[13]. В. А. Емельянова
[14]. Домпрос под Москвой
[15]. Рабфак
[16]. САГУ и Техникумы - SAGU
[17]. Анкар Тайлиевич Тайлиев
[18]. Сары Каранов
[19]. Гельды Оразович Чарыев
[20]. Музафар Майедович Данешвар
[21]. Аита Ниязовича Ниязов
[22]. Челекен — 1969, Ницца
[23]. Йомудский, Николай Николай Николаевич Йомудский Хыдыр Караш-оглы хан Йомудский. (Yomudsky, Nikolay Nikolayevich Yomudskiy Khydyr Karash-ogly Khan Yomudsky).
[24]. Третий рейх
[25]. Черниговском гусарском полку
[26]. Кубанского казачьего войска
[27]. рю де Соссюр
[28]. کمیته آزادی مردم روسیه (KONR) - Комите́т освобожде́ния наро́дов Росси́и (КОНР)
[29]. Роксана Караш Николаевич Йомудский - сын Николая Николаевича Йомудского
[30]. Аннагуль Йомудская [31]. Потаниной Августе Андреевне.