ه‍.ش. ۱۳۹۲ اسفند ۵, دوشنبه

نظراتی پیرامون «دیوان حقیقی» از جانب نشریه «اطلاع رسانی و کتابداری - آینه میراث » متشر شده است .

نشریه آینه میراث
خ. اونق: در مطلبی٬ پیرامون «دیوان حقیقی» از جانب نشریه «"اطلاع رسانی و کتابداری - آینه میراث » که در پاییز و زمستان 1388 و در شماره 45 منتشر شده است٬ اطلاعات زیر داده میشود:
"اشعار بازمانده از دیوان حقیقی: ابو المظفر سلطان جهانشاه، سرشناس‌ترین و قدرتمندترین چهره از سلسلهء ترکمنان‌ قره قویونلی است که در قرن نهم بیش از سی سال با اقتدار تمام بر قسمت‌ اعظم ایران حکومت کرده است. این پادشاه شاعر بوده و «حقیقی» تخلص می‌کرده‌ است."[نشریه اطلاع رسانی و کتابداری «آینه میراث»٬ پاییز و زمستان 1388 - شماره 45]
این مطلب در مورد همان تصمیمی است که سلطان جهانشاه جهت نقد و بررسی آثارش٬ آنرا نزد شیخ عبدرالرحمن جامی شاعر نامی ترک در قرن‌ نهم فرستاده است و عبدرالرحمن جامی ارزش والائی به آثار سلطان قائل شده است: که ابیاتی از شعر سروده شده را از متن اثر در زیر آورده ائیم. ...


نشریه "آینه میراث" نوشته است: "جهانشاه حقیقی دیوان خود را برای نظرخواهی نزد بزرگ‌ ترین چهرهء ادبی ایرانی در قرن‌ نهم یعنی شیخ عبد الرحمن جامی فرستاده و جامی هم ضمن ابیاتی که هم اکنون در دیوان وی به جاست، اشعار حقیقی را ستوده است."[همانجا].
در این مطلب نشریه «آینه میراث» اشاراتی دارد بر گم شدن اثر جهانشاه. و جالب است بدانیم که آن اثر گم شدهً همان اثر یافته شده از فوند «ماتناداران» ارمنستان است. وی نوشته است:


"متأسفانه دیوان حقیقی از بین رفته‌ و تنها ابیات پراکنده‌ای از آن در کتابهایی همچون احسن التواریخ حسن‌ بیگ روملو، حدیقة المعارف شجاع الدین کربالی، تکملة الاخبار تألیف علی بن عبدالمؤمن و روضة السلاطین تألیف فخری هروی بازمانده است که قوت طبع و بینش عرفانی این‌ پادشاه را نشان می‌دهد.

در این مقاله با استخراج و گردآوری اشعار پراکندهء سلطان‌ جهانشاه از کتابها و منابع مختلف، سعی بر این بوده است که وی به عنوان یک پادشاه‌ شاعر و صاحب طبع به پژوهشگران عرصهء تاریخ و ادبیات معرفی گردد." [همانجا].


واژگان کلیدی:جهانشاه قراقویونلو،حقیقی، عبد الرحمن جامی، تکملة الاخبار، روضة السلاطین، احسن التواریخ،حدیقة المعارف، تذکرة الشعراء، مقامات جامی.

در این مورد بهتر است مراجعه کوتاهی به اثر جدید و نسخه یافته شده آن از فوند «ماتناداران ارمنستان» با عنوان «دیوان جهانشاه حقیقی» اشاره ای داشته باشیم:
چنانکه از خصوصيّات اشعار و براساس اطلاّعات موجود معلوم ميشود، جهانشاه به خلاّقيّت آثار، علوم، فرهنگ و هنر اهمّيّت ويژه ای قائل بوده است. مفاخرين هم عصر در نزد او از احترام خاصّی برخوردار بودند. او رابطه خود را با استادان سخن شرق زمين مثل عبدالّرحمان جامی حفظ ميکرده است. چنانچه دريکی از منابع تاريخی چنين روايت ميشود که "جهانشاه جهت نقد و بررسی، آثار خود يک نسخه از ديوان خودرا به نزد عارف مشهور معاصر خود عبدالّرحمان جامی ارسال می دارد (۱۴۱۴-۱۴۹۲). در آنوقت بوده است که عبدالّرحمان جامی بعداز مطالعه آثار جهانشاه، برای شاه حکمروان پاسخی ارسال می دارد که حاوی ۲۸ بيت شعر بوده است."[28] متأسّـفانه اين اشعار جامی هنوز بدست نيامده و نامکشوف مانده است.[29]
چنانکه در ديوان چاپ شده جامی از جانب علی اصغر حکمت، چاپ تهران- سال ۱۳۲۰ش. شکل کامل اين شعر با اين بيت شروع ميشود:
بده سـاقی آن جـام گيتی نمـای،         که هستی ربای است و هستی فزای.
به مستی ز هستی رهاییم ده             به مستان عشق، آشناییم ده
بزن مُطرب آن نغمۀ دلنواز                     که در پردۀ دل بود پرده‏ساز
به شکرانه، کز پردۀ گفتگوی                عروسان معنی نمودند روی
به گلزار فردوس آمد، گلی                   به نزهت‏گه بی‏نوا، بلبلی
همایون کتابى چو دُرجى زِ دُر               رسید از گُهرهاى تحقیق پُر
در او هم غزل درج، هم مثنوى              ز اَسرار صورى و هم معنوى
شده طالع از مطلع هر غزل                 فروغ تباشیر صبح ازل
زمقطع چه گویم که هر مقطعى           که فیض ابد را بود منبعى
به صورت‏پرستان کوى مجاز                  ز شاه «حقیقى» نشان داده باز
چو در مثنوى داده دادِ سخن               نویى یافته رازهاى کهن ...

در ادامه اين قصيده جامی با شعری که ارسال ميدارد، ارزش بسيار والائی به شعر جهانشاه داده و گواهی ميکند که او با نام "حقيقی" تخلّص ميکند:

بصورت پرستان کوی مجاز،             ز شاه "حقيقی" نشان داده باز،
چو در مثنوی داده دادِ سخن،        نوی يافته رازهـای کهن.
زهی نامۀ دلکش دلگشای            که شد جان عطّار از او عطرسای
بود مثنوی لیکن آن مثنوی              که شد فایض از خاطر مولوی
زبس گل که از راز، در وی شکفت      همی شایدش گلشنِ راز گفت*

بعد از آن جهانشاه برای عبدالّرحمان جامی زيباترين خلعت (دون) ترکمنی را به عنوان تحفه ارسال ميدارد. قصايدی که شامل ۸۷ بيت شعر بوده، در کليّات ديوان جامی که در سال ۹۹۶/ق. مطابق با ۸۹- ۱۵۸۸/ميلادی برشته تحرير درآمده است، وجود دارد. ....