۱۳۹۲ اسفند ۴, یکشنبه

مجموعه اوَل - دیوان حقیقی - «...« منده دیر»، «نزدم است»»

... همچنين در ديگر صحيفه های ادبيّات تورک و ترکمن در اعصار گذشته نمونه های ديگری از اشعار شاعران و عارفين آن دوره از ادبيّات را می توان يافت که تأثیر سه زبان عربی، فارسی و ترکی - ترکمنی را نسبت بهم تبيين می کند.

برای مثال توجه تان را به شعر عارف نامدار عمادالّدين نسيمی جلب می کنيم که با شعر «سنده دیر (نزد توست)» حقیقی دريک قالب، در يک سبک و در يک مکتب ادبی و فکری سروده شده است:

« منده دیر»، «نزدم است»

عاشقا! گلگيل بأری، جان بيرله جانان منده دير، زاهدا! سن بأری گل، دين بيرله ايمان منده دير.
عاشقا! پيش آي، جان و جانان نزدم است، زاهدا! پيش آي تو، كاين دين و ايمان نزدم است.
حق تعالی ايندِريپدير آسِماندان دؤرت کتاب، من آنئ منظور قئلمان، چونکه فورقان منده دير.
حقّ تعالی نازل کرد از آسمان چهار کتاب، من آن را منظور نخواهم، چونکه فرقان نزدم است.
نه باقارسئنگ اُول کتابئنگ آقئنا – قره سئنا، سال غولاغئنگ دينگله گيل، آوازِ قرآن منده دير. ..
چه ناظری بر سياه و سفيد ِ آن کتاب، فرا ده گوش و بشنو، آواز قرآن نزدم است.
دنيا ! سنده پهلوان لار، رستم و زال اؤلديلر، جمشيد و اسکندر- تختِ سليمان منده دير.
دنيا! در تو پهلوان رستم و زال مرده اند، جمشيد و اسکندر- تخت سليمان نزدم است.
«بولموشام حقی، انالحق سؤیله رم، حق منم، حق سؤیله رم، حق منده دیر.1»
اهل حق گشتم، انالحق گويم دم زنم، حق منم، حق دم زنم، حق نزدم است.
من نسيمی سورلارام شاهِ مردان نسليدن، گر قبول قئلسا خلايق، عيـدِ قربان منده دير.
نسيمی را گرشوند جويا، شاه مردان هم نسلم است، ..... .....گر قبول کنند خلايق، عيد قربان نزدم است. ... ...

1. این بند بسیار مهیج را که در نسخه ارمنی آن موجود نیست، از جانب خانم لیلی خاقانی مسئول صفحات ترکی هفته نامه "هفته" مونترال که جهت انتشار مقالاتی در این باب، ارائه شده بود، بر آن افزوده شده است و بدینوسیله ازیاری سرکار خانم لیلی خاقانی بینهایت متشکریم.