۱۳۹۲ اسفند ۴, یکشنبه

مجموعه اوَل - دیوان حقیقی - «...« سنده دير»،« نزدِ توست»»

« سنده دير»،« نزدِ توست»

ای مَلـَک سيما! نه جان سن؟ وجهه رحمان سنده دير. مصحف حق دئرجمالئنگ، شرح برهان سنده دير.
ای مَلَک سيما! چه جانی هستی؟ وجهه رحمان نزدِ توست. مصحف حقّ است جمالت، شرح برهان نزدِ توست.
نا فضول – جاويد از آن صد امر تورار عالی، جمله عالم سنينگ ظنّینگ، چه فرمان سنده دير؟[1]
نا فضول – جاويد از آن صد امر برخيزد عالی، جمله عالم مظنون توست، چه فرمان نزدِ توست؟
دردِ بی درمانئما وصلينگدن آيرئ چأره يوق، ای طبيب دردمندان، گل که درمان سنده دير
درد ِ بی درمانم را، غيراز وصالت چاره نيست، ای طبيب دردمندان، پيش آی درد درمان نزدِ توست.
کؤوثرينگ خاصيّتی لعلينگده دير، من خضروار ، زنده، جاويد از آنم که آبِ حيوان[2] سنده دير.
خاصيّت کوثر در لعل توست، من خضروار، زنده جاويد از آنم که آب حيّان نزد ِتوست.
دنيا رغبتی سنينگ کامئنگ، چه سن در کامِ دل؟ ای سليمانِ دو عالم، گل که دوران سنده دير.
رغبت دنيا در کام توست، چه هستی در کام دل؟ ای سليمان دو عالم، پيش آی که چرخ دوران نزد ِتوست.
گل کرم بيرله نظر قئلغئل حقئقئ حالئنگا، صاحبِ خُلق کرم سن، لطفِ احسان سنده دير.
بيا و با ترحّم نظر کن، حقيقی به حالت، ...... صاحب خُلق کرم توائی، لطف و احسان نزدِ تواست.
========
1. اين بيت از اصل اثركه در حروف الفبای عربی فارسی نگاشته شده است، به حروف الفبائی كريلسكی (سيريليك يا كريليك) نامفهوم برگردانده شده است! آن را به اين شكل برگردانده اند: «جمله عالم سنينگ ظانّئنگچا، فرمان سنده دیر؟»، بعداز كلمه « ظنّ -ینگ» و قبل از كلمه «چه» در اصل با علامت ويرگول می بايستی تحریر می شد. (خ. اونق).

2. در اصل «آب حيَان» بايد باشد. «حی(زنده، زندگي)» و «ان» اسم جمع آن است. در ادبيَات سابق نوشتاری براساس قواعد دستوري كلمه «حیَان» بصورت «حیوان» نوشته مي شده، كه در اين صورت با «يای» مشدد حرف «واو» خوانده نمی شده است. مانند «خوان» که «خان» خوانده مي شد. در هر حال به مفهوم زندگان است. ...